رتشت یا زردشت " اوستایی : 𐬰𐬀𐬭𐬀𐬚𐬎𐬱𐬙𐬭𐬀 ، زَرَثوشترَه " یک رهبر و اصلاحگر دینی ، فیلسوف و شاعر ایرانی بود .
او به پیروانش آموخت که هستی میدان نبرد نیروهای خیر و شر است و انسان آزاد است جایگاه خود در این مبارزه را انتخاب کند . آموزههای او ، هستهٔ اصلی مزدیسنا را میسازد .
دانشنامه فلسفه آکسفورد زرتشت را نخستین فیلسوف شناخته شده جهان میداند .
آنچه زرتشت مطرح کرد ، بر مکتبهای فلسفی و ادیان پیرامون ، مانند اندیشه یونانی و ادیان ابراهیمی نظیر یهودیت و اسلام اثر گستردهای گذاشت .
فلسفه زرتشت اخلاقی و خردورزانه است . گاهی اشاره کردهاند که مزدیسنا در لغت به معنای «پرستش خرد» است و این کلمه ، با واژه یونانی فلسفه " φιλοσοφία، فیلاسوفیا ، « خرد دوستی » " شباهت لغوی دارد .
در مرکزیت اندیشههای زرتشت ، دوگانگی خیر و شر و نبرد صلحناپذیر میان این دو قرار دارد ؛ اهورامزدا روشنایی مطلق و اهریمن شر لایتناهی است .
این دو از یک نظر محدودند و از یک نظر نامحدود ؛ محدودند چرا که در اهورامزدا هیچ شری وجود ندارد و در اهرمن هیچ خیری و نامحدودند چراکه یکی نور بیپایان است و دیگری تاریکی بی انتها .
جهان صحنه نبرد این دو و یارانشان است ؛ اما پیروزی پایانی با اهورامزد است و پس از آن شر به طور بازگشت ناپذیری نابود خواهد شد و دنیا به شکل بینقص خود باز خواهد گشت .
انسان آزاد است که جایگاه خود را در این نبرد انتخاب کند ؛ این آزادی در تمام طول تکامل تاریخی مزدیسنا در مرکزیت آن قرار داشته است.
زمان دقیق زندگی زرتشت ، مشخص نیست . نوشتههای سنتی ، بر آنند که او «۲۵۸ سال پیش از اسکندر» یا «۵۰۰۰ سال پیش از خشایارشا» زیسته است . با این حال ، پژوهشگران جدید زمان زندگی او را حدود ۱۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح میدانند .
محل زندگی او نیز نامشخص است . در منابع از آذربایجان ، سیستان و ری به عنوان زادگاه او یاد شده است ، اما تعیین دقیق آن ساده نیست و تنها روشن است که در شمال شرق ایران زندگی کرده است .
مطالب موجود در منابع مزدایی دربارهٔ زرتشت ، به دو گروه تاریخی و افسانهای تقسیم میشوند . مطالب تاریخی شامل سرودههای خود او ، گاتاها ، است که کهنترین بخشهای اوستا را تشکیل میدهد . منابع افسانهای که در طول تاریخ به مرور دربارهٔ او نوشته شدهاند ، از زرتشت تاریخی فاصلهٔ بسیاری گرفتهاند . این نوشتهها ، در بخشهای متاخر اوستا و کتب پهلوی بازتاب داشتهاند .
در گاتاها زرتشت در جامه مرد خردمندی که خود را در یک مأموریت بزرگ میبیند ، ظاهر میشود . او با قدمهای استواری به دنبال ایجاد تغییر است و به صورت شورانگیزی اطرافیان خود را به راستی فرا میخواند . او در این سرودهها ، مردم را از پرستش دیوان که آنان را آفریده اهریمن و تباه کنندهٔ زندگی میبیند ، باز میدارد و به آنها وعدهٔ پیروزی نیکان را میدهد .
زرتشت باور داشت که انسان موجودی آزاد است و در تصمیم گیریهای خود اختیار دارد ؛ او میتواند انتخاب کند که در میان نیروهای روشنایی بایستد یا در صف نیروهای تاریکی قرار گیرد . زرتشت این آزادی را هدیهای از جانب اهورامزدا میدانست که از آغاز به انسانها بخشیده شده است ؛ در عین حال، به خوبی درک میکرد این آزادی میتواند به معنی آزادیِ گرویدن به نیروهای شر هم باشد .
در مطالب متاخر شخصیتی افسانهای از زرتشت ترسیم شده است ؛ چنان که جایگاه او را از انسانهای عادی فراتر بردهاند و هم تراز ایزدان قرار دادهاند . نوشتههای پهلوی میگویند فر زرتشت از آغاز خلقت وجود داشته است ، فروهر او ۳۰۰۰ سال قبل از تولدش خلق شد و اهورامزدا در زمان تولد او ، تنگوهرش را آفریده است .
او پس از تولد در ۳۰ سالگی با اهورامزدا دیدار کرد و به موجودیت جسمانی دیوان بر روی زمین پایان داد . بخش بزرگی از مطالب تازهتر را گفتگوهای او با اهورامزدا میسازند که «هَمپُرسِگی» نام دارند . بنا به نوشتههای متاخر ، زرتشت در ۷۷ سالگی درگذشت .
از زرتشت به عنوان نخستین فیلسوف شناخته شدهٔ جهان نام برده شده است . نبرد نیروهای خیر و شر مضمون اصلی فلسفهٔ او را میسازد که بر بسیاری از مکاتب فلسفی اثر چشم گیری گذاشته و تا امروز اندیشهٔ ایرانی را تحت تأثیر خود داشته است .
به علاوه ، فلسفهٔ زرتشت بر فلسفهٔ یونانی و به واسطهٔ آن ، بر فلسفهٔ غرب نیز تأثیرگذار بود . از زرتشت به عنوان نخستین کسی که پاسخی منطقی برای مسئلهٔ شر ارائه کرد ، یاد شده است .
زرتشت در طول تاریخ همواره شخصیت مورد توجهی بوده است ؛ افراد گوناگون از تمدنها و فرهنگهای مختلف مانند یونانیها ، رومیان ، مسیحیان ، مسلمانان و غربیها بسته به تصورات و اهداف خودشان ، مطالبی به او نسبت دادهاند . هرچند بیشتر این نوشتهها سندیت تاریخی ندارند .
افزون بر مزدیسنا ، چند دین دیگر هم زرتشت را یکی از شخصیتهای محترم یا مقدس خود میدانند که از جمله این ادیان اهل حق ، مانویت ، بابیت ، بهائیت ، مذهب احمدیه و جنبشهای نوینی چون مزدزنان است .
مانی مدعی بود کامل کنندهٔ مأموریت زرتشت است و پیروان آیین بهائی از بهاءالله به عنوان یکی از نوادگان زرتشت نام میبرند