بلوغ اجتماعی چیست ؟
بلوغ اجتماعی مرحله ای از رشد عقلی و ذهنی افراد جامعه می باشد که در صورت تحقق کامل آن به جامعه پیشرفته و همچنین مهتر از آن به داشتن زندگی روانی سالم و اسوده، افراد جامعه می توانند دست یابند و در انتخاب و ادامه دادن زندگی مشترک یعنی ازدواج و همچنین پروش فرزندان بهتر و ایده ال تر گام بر می دارند.
لذا رسیدن به بلوغ اجتماعی صرف نظر از تاثیرات اجتماعی و پیشرفت اجتماعی و اقتصادی ان برای جامعه مهمترین تاثیر آن بر روی زندگی فردی می باشد .
به عبارت کلی تر بلوغ اجتماعی مرحله از رشد می باشد که انسان به توانایی ایجاد و مدیریت یک خانواده و امکان ایجاد ارتباطات مهم کاری و اقتصادی و عاطفی دست یافته است.
ابتدا باید قبول کرد افراد یک جامعه (خود و دیگران در شرایط خاص ) همیشه امکان اشتباه شخصی را دارند ولی قبول اشتباه یا قبول اینکه نباید حتی برای بار اول هر نوع اشتباهی انجام شود و جبران و عدم تکرار ان و حتی دادن فرصت به دیگران بدون قضاوتهای سخت گیرانه مهمترین مرحله از بلوغ اجتماعی خواهد بود.
حال بطور کلی بلوغ اجتماعی از شناخت مفاهیم مختلفی بدست می آید که شامل مفاهیم زیر است :
فاز اول : خود شناسی و انسان شناسی و جامعه شناسی
فاز دوم : آداب اجتماعی و در کنار آن مفهموم رابطه اجتماعی
فاز سوم : نیاز شناسی ، حق شناسی ، گذشت ، درک ، دادن فرصت بخود و دیگران
فاز چهارم : روش های که به شما کمک می کند که راه رسیدن به کمال را آسان تر طی کنید
قبل از توضیح مختصر موارد فوق لازم بذکر است که با توجه به فیزیک انسانی ، رسیدن به بلوغ اجتماعی ، یک روزه یا یک شبه نخواهد بود و زمان دست یافتن و پا گذاشتن به بلوغ اجتماعی اولیه در زنان از سن ۱۵ سالگی شروع و باید در ۲۲ -۲۳ سالگی و در مردان در ۱۷ سالگی شروع و باید در ۲۵-۲۶ سالگی به حالت نسبی ظاهر گردد.
فاز اول :
خود شناسی و انسان شناسی و جامعه شناسی :
شما چقدر زیبا هستید؟
آیا مفهموم زیبای را می دانید؟
آیا مفهموم شما از زیبای همان چیزی است که مسلما یک هنرمند یا اکثریت جامعه معقول قبول دارند ؟
شما چقدر باهوش هستید؟
برای فهمیدن میزان ان چه ازمایش واقعی انجام دادید ، قدرت تحلیل شما در چه حد است؟
توانایی حل معما های سخت را تا چه اندازه دارید؟
سطح خانوادگی شما چقدر هست؟
نقاط قوت شما در چیست؟ و …
خود شناسی و انسان شناسی یکی از کلید های رسیدن به بلوغ اجتماعی می باشد ، همه انسان ها یک جامعه غیر نرمال خود را باهوش ، زیبا مدیر ، اقتصاد دان ، حق و بدون اشتباه ، یا پاک و … می دانند اما واقعیت این هست که افراد اندکی از یک جامعه بهترین هستند نه همه و نه من و نه شما و باید قبول کرد که افراد دیگر ممکن است از شما بالاتر باشند و حق رسیدن به سهم بالاتری از زندگی را داشته باشند ، و البته شما هم باید سعی کنید .
اما سعی به معنی سعی در هر موردی نیست مثلا شما اگر قیافه متوسطی دارید نباید انتظار برنده شدن در مسابقه زیبا ترین مرد یا زن را داشته باشید یا حسادت کنید ولی ممکن است شما سعی کنید تا به یک درجه علمی با توجه به توانایی خود یا به یک معامله اقتصادی خوب دست پیدا کنید و …
برای شناخت باید خصوصیات حیوانی و ذات حیوانی خود ر ا بشناسیم و بدانیم چه تفاوت های ما با دیگر حیوانات داریم و چه تفاوت های ممکن هست با دیگران داشته باشیم و مهمتر به تفاوت های جنس نر و ماده توجه کنیم ، که به هیچ وجهی برابر نیستند و مکمل اند ، و سپس باید به تفاوت ها نژادها ، افراد با هم نیز دست پیدا کنیم ، و باید این تفاوت ها را قبول و احترام گذاشته و در اصلاح مواردی بسمت انسانی ان قدم بگذاریم.
یک جامعه از ترکیب این تفاوت ها بوجود می آید ، تفاوتی که در خلقت وجود دارد که کسی مقصر بر ان نیست و نیازی هم برای پیدا کردن مقصر وجود ندارد چون تفاوت ها باز مکمل هم می گردند و هیچ چیزی سیاهی مطلق یا سفیدی مطلق نیست ، تفاوت ها شما گاهی خوب و گاهی بد است و باید با شناخت خود و دیگران به خود و به دیگران برای درک بیشتر آن و در خدمت گرفتن تفاوت ها خوب کمک کنیم .
فاز دوم :
آداب اجتماعی و در کنار آن مفهموم رابطه اجتماعی :
هر جامعه دارای زبان مشترک آداب اجتماعی و رابطه اجتماعی باید باشد، واینگونه نیست که ما ایده الهای خود را بر دیگران تحمیل یا صرفا با ظاهر سازی به تحمل همدیگر به پردازیم .
آداب اجتماعی دارای بسترهای بیشماری می باشد مانند بستر برخورد، پوشش و تکلم .
در بستر برخورد مثلا کارهای خاصی از طرف یک جامعه بد یا خوب شناخته می شود و گذاشتن احترام به ان یعنی فراهم ساختن بستر برخورد ، مثلا در هر کشوری برای یک مراسم نهار یا شام دسته جمعی رسومی تعریف می گردد که قبلا در ایران نیز بوده .
برای مثال : دقیق تر در بسیاری از کشورهای غربی شروع غذا دسته جمعی بشرط حضور کامل اعضای جمع برگزار می گردد یا در برخی بعد از حضور همه اعضا با نوشیدن آب یا هر نوع نوشیدنی به حالت دسته جمعی احترام خود بهم را نمایان می کنند یا در برخی کشورها تا تمام اعضا دور میز جمع نگردند به نشتن در دور میز اقدام نمی کنند و امثال آن .
حال در برخورد های شخصی نیز این موضوع صادق است ، مثلا حفظ بهداشت شخصی و خوش بو بودن در زمان ظاهر شدن در یک جمع حتی دو نفری ، جدا کردن لباس کار با لباس بیرون و هزاران مثال دیگر از نحوه خوابیدن تا وارد اتاق شدن تا برخورد با مشتری و احترام به ارباب رجوع و مهمان و… همه در بستر آداب برخورد مطرح می باشند که توضیح تک تک انها از حوصله این مقاله خارج خواهد بود .
لذا باید افراد جامعه با شناخت رسوم دیگر افراد و بویژه شناخت آداب عقلانی و عمومی درست دیگر اقوام نسبت به انجام و احترام بهان اقدام کنند .
مهمترین دلیل فراهم نه آمدن این بستر در کشور عدم آشنایی پدران و مادران در نسل گذشته بخاطر مهاجرت از جوامع کوچک به جوامع بزرگتر و یا فراموشی و عدم آموزش ان بوده که مسلما در آموزش آن دولت ها نیز نقش بسزایی با توجه به اینکه بحث آموزش توجه بر عهده دولت هاست دارند.
بستر پوشش:
پوشش افراد جامعه با توجه به ساختار جامعه باید باشد ،افراد در نحوه پوشش ازاد هستند ولی بشرط انکه موضوع اصلی در پوشش مراعات گردد مثلا موضوع اصلی در هر پوشش در تمامی جوامع ایجاد زیبایی و شخصیت مناسب برای فرد می باشد و رنگ یا مدل کمترین نقش را دارند .
تکلم :
رک گویی مهمترین مزیت یک جامعه می باشد اما رک گویی به معنی منفی گوی یا برخورد با عواطف یا شکستن غرور افراد نیست ، ابتدا باید یاد گرفت که ظاهر سازی یا دروغ گویی باید برچیده شود ، و سپس در نحوه گفتار که آن هم فقط حرف های که ارتباط به ما دارد بنحوی اظهار گردد ، که باعث مشکلات عاطفی یا تضاد نگردد که این از مهمترین مهارت های یک فرد بالغ خواهد بود .
یعنی گوش دادن به ایرادات ، درد دلها و … و ابراز نظر حقیقی و قلبی با توجه به ارتباط ولی بدون ضربه زدن و ایجاد تضاد در رابطه فی مابین و جالب است بدانیم که حتی برخی از موارد از ابزار نظر باید جدا خورداری کرد و به حفظ اسرار پرداخت و در گفتن و ابراز نقاط مثبت و منفی نیز از بزرگنمای خودداری کرد.
رابطه اجتماعی چیست ؟
در خیلی از جاها مشاهده می شود که نوشته شده یا بزبان آورده می شود من یا فلانی دارای رابطه اجتماعی خوب هستم ،حال جالب است بدانیم بسیاری از این افراد اتفاقا دارای هیچ گونه رابطه اجتماعی بالا و خوب نیستند و از بلوغ اجتماعی کاملا غافل هستند.
برای داشتن رابطه اجتماعی خوب باید بتوان افراد را جذب کرد ، این جذب می تواند از طرق مختلف انجام گیرد پس نمی توان گفت هر جذبی نشان دهنده بلوغ اجتماعی می باشد ، جذب با تکلم ، جذب با لباس و زیبایی ، جذب با مسائل جنسی و جنسیتی ، جذب نگاه مثبت و خنده آور ، جذب منفی گرا و دلسوزانه ، جذب با تخصص و …
بسیاری از پسران و بویژه دختران تمام نیرو جذب خود را فقط با جذب جنسیتی و جنسی و در کنار آن زیبایی و تکلم فریبنده و پوشش نامناسب قرار داده اند ، و خود را فردی با روابط اجتماعی بالا می نامند و یا در مواردی با استفاده از جذب منفی و استفاده از دلسوزی دیگران یا بیشتر با جذب مثبت و سوء استفاده از شادی دیگران انجام می دهند.
برای داشتن یک رابطه اجتماعی بالا دلیلی به جذب هر فرد یا استفاده از هر روشی لازم نیست ، در خیلی از موارد فرد که دارای بلوغ اجتماعی است باید از جذب برخی افراد و یا بیش از اندازه افراد خاص به زندگی خود جلوگیری کنند ، و استفاده ازهمه موارد برای جذب مخاطب یا افراد جامعه شاید برای یک بازاریاب مناسب باشد .
هر چند که یک بازار یاب خوب فردی نیست که هر کسی و با هر وسیله ای جذب کند بلکه بازاریاب خوب مسلما افراد خاص که توانای معامله دارند را جذب می کند و البته بازاریاب بسیار خوب فقط فردی است که جذب او بیشتر با تعریف مزیتهای محصول خود انجام می پزیرد نه با روش های شخصی و سوءاستفاده از خود یا دیگران.
پس بلوغ اجتماعی در این مورد داشتن روابط اجتماعی را فقط جذب افراد مناسب و درضمن مشخص کردن میزان رابطه و شفافی ان و انهم با استفاده از تخصص و احترام و جلوگیری از جذب افراد بخاطر مسائل دیگر پا فشاری می کند و افرادی که مدعی داشتن روابط اجتماعی بالا هستند را با این میعار می سنجد .
یعنی شما اگر میخواید زندگی مناسب داشته باشید و بگویید که دارای بلوغ اجتماعی هستم صرفابه شرط احترام و تخصص فنی و فقط با جذب افراد مناسب و شفافیت رابطه میتوانید به این مهم دست پیدا کنید .
فاز سوم :
نیاز شناسی ، حق شناسی ، گذشت ، درک ، وفاداری ، دادن فرصت بخود و دیگران :
زمانی که شناخت از خود بوجود می آید و زمانی که پی به وجود تفاوت ها میبریم انگاه نیازها آدمی آشکار می گردد .
که چرا من و شما به بعضی چیزهای خوب و یا بد نیاز داریم یا چرا اشتباه می کنیم و چگونه می توانیم اشتباه نکنیم .
چگونه می توانیم به دیگران انهای که دوستشان داریم کمک کنیم تا کمتر اشتباه کنند .
یا اگر اشتباهی مرتکب شدیم یا دیگران شدن چرا اینگونه شده و چگونه باید برخورد کرد ، چگونه باید اصلاح کرد ، چگونه باید تصمیم گرفت و …
فاز نهایی بلوغ اجتماعی به ما نیاز ها را نمایان می کند ، میگوید حق مطلق نیست یعنی هیچ کسی حق کامل ندارد .
می توانیم خود و دیگران را درک کنیم حتی اگر بزرگترین اشتباه ها را کردند ، از دیگران بد گویی نکنیم ، کردند ، از دی دخالت در امور شخصی دیگران انجام ندهیم ، و نگذاریم که دخالتی بی مورد در زندگی ما بوجود بیاید ، تفاوت بین دوست داشتن با دخالت ، تفاوت بین خواستن تا توانستن ، بدانیم که هیچ کس بدهکار هیچ کسی نیست مگر واقعا قرضی در کار باشد .
از درگیری لفظی و یا فیزیکی بی مورد دوری کنیم ، توانایی تحمل سختی و گذشت ، و بعضی وقت ها دفاعاز نیازهای خود یا افراد مهم برای شما، تشخیص اینکه چه کسی برای شما مهم هست مثلا در زمان ازدواج مهمترین چیز فرزندان و همسرتان و وفاداری و از خود گذشتگی در مقابل آنها می باشد نه پدر و مادرتان و … و در زمان مجردی مادر و پدر و اقوام نزدیک نه دوستان دورتان و … و تمامی مزیت های بیشمار که بما یاد می دهد خود را کنترل و برای خود آرامش مطلوب ایجاد کنیم .
اگر این فازها در شما نمایان گردیده پس می توانید بگویید که به بلوغ اجتماعی نسبی رسیدم و توانایی زندگی اجتماعی و تشکیل زندگی را خواهم داشت.
امروزه همه ی ما به اهمیت و تاثیر روابط میان افراد در محیط های حرفه ای واقفیم . یک انسان بالغ و رشد یافته در طول سال هایی که پشت سر می گذارد کم کم به این نتیجه می رسد چاره ای ندارد جزء آن که رضایتش در زندگی را در همین جامعه جستجو کند برای چنین منظوری ناچار باید عضو برخی گروه ها و برخی سازمان ها باشد و در فعالیت های آن ها بطور موفق و منظم شرکت کنند.
بلوغ در ابعاد جسمانی ، اجتماعی ، عاطفی و معنوی در سنین نوجوانی پی ریزی می شود دستیابی به بلوغ اجتماعی از طریق ارتباط خوب و صادقانه و ابراز دوستی صمیمانه و معقول با دیگران صورت می گیرد.
شخصی دارای بلوغ اجتماعی است که ، نه بی اندازه به خانواده یا دوستان وابستگی نشان دهد و نه در برابر آن ها بی اندازه به ستیز بر خیزد او کار و فعالیت را دوست دارد و بر این باور است که حتی کارهای یکنواخت و کسل کننده را می توان دلنشین ساخت و از آن ها لذت برد .
از عواملی که باعث رشد شخصیت نوجوانان می شود بر قراری مناسبات اجتماعی به شکل مطلوب است نوجوانانی که در برقراری معاشرت ها و دوستی ها موفقیت هستند رضایت درونی و اعتماد به نفس بالای دارند .
فرگانس بیان می کند که ادراک دیگری ، اولین مرحله مهم تعامل اجتماعی است قبل از برقراری هرگونه رابطه معناداری با دیگران ابتدا آن ها را ادراک و تفسیر می کنیم یعنی ادراک ، پیوند جدایی ناپذیری با تفسیر و معنا کردن رفتار دیگران دارد .
همدلی ، صفت کلیدی است که می تواند ارتباط های بین فردی را غنی سازد . همدلی عبارتست از توان درک دیگری به همان شکلی که او خودش را درک می کند.
کاظمی حقیقی در پژوهش خود نشان داد که کودکان تیز هوش از لحاظ اجتماعی و عاطفی اغلب شادمان و مورد علاقه دیگران می باشند و دارای صفاتی چون صداقت ، شوخ طبی ، خوش بینی ، هیجان پذیری ، خود کفائی در امور ، احساس مسئولیت و محبوبیت اجتماعی هستند.
نیسی به این نتیجه رسید که بلوغ و مهارت های اجتماعی دانش آموزان باهوش دختر در مدارس تیز هوش نسبت به بلوغ و مهارت های اجتماعی دانش آموزان عادی کمتر است او دلایل پایین بودن مهارت های اجتماعی تیزهوشان را این گونه بیان می کند که فشار مدرسه ( مانند ارائه درسهای مشکل و تکالیف سخت ) و فشار دوستان ( مانند رقابت نزدیک و فشرده بین دوستان برای کسب رتبه برتر ) منجر به این امر شد است.
رشد اجتماعی ، تکامل روابط اجتماعی فرد است که با گروه اجتماعی و پیروی ازهنجارها هماهنگ میباشد . بلوغ اجتماعی بر توانایی فرد در مواجهه و سازگاری با محیط اجتماعی در حال تغییر دلالت دارد .
بطور خلاصه می توان گفت بلوغ اجتماعی عبارت است از عملکرد در فعالیت های روزانه که بر بسندگی شخصی و سازگاری و انعطاف پذیری اجتماعی تاکید دارد .
بایرلی در بررسی خود بر روی دو گروه از نوجوانان تیز هوشان و غیر تیز هوش نشان داد که دانش آموزان تیزهوش زودتر به تفکر جهت یافته دست می یابند . آنها همچنین ترجیح بیشتری در تفکر درباره قضاوت های خود داشتند.
علاوه براین ، آنها تحلیل را ترجیح داده، و امور را در یک نظم منطقی قرار می دهند و نسبت به گروه عادی مؤدب تر و بر فکر خود تأکید بیشتری دارند . اکثر نوجوانان تیزهوش دریافت کردن را بر قضاوت کردن ترجیح می دهند .
این مسأله موجب بازتر بودن نسبت به موقعیت های مخالف، و جدی تر و کنجکاوتر بودن نسبت به موقعیت های جدید می گردد. همچنین جهت گیریهای معناداری در جنسیت گروه ها و توانایی گروه ها در مقیاس های شهودی ( دریافتی و تفکری ) احساسی وجود دارد.
برخی تلاش های پژوهشی ( گلدبرگ ،۱۹۹۳ ) در پی دستیابی به آنچه امروزه شخصیت تیزهوشی نامیده می شود ، هستند که از آن به عنوان معیار تشخیصی می توان استفاده نمود .
( از جمله این تحقیقات می توان به بررسی های ون لی شات و همکاران) ٢٠٠٠ ( و شوقنسی و همکاران) ( ٢٠٠۴) اشاره نموند که سرآمدی هوشی را در قلمرو شخصیت مورد بررسی قرار داده اند .
بر اساس این دیدگاه ، سرآمدی هوشی بخشی از شخصیت تیزهوشی است و درست مثل تیزهوشی ، شخصیت نیز چند و جهی است .
به عبارت دیگر ، همچنان که به طور سنتی از هوش به عنوان یک معیار تشخیصی استفاده شده ، شخصیت تیز هوش نیز می تواند به عنوان موضوعی که در دو دهه اخیر مورد توجه قرار گرفته است، مد نظر قرار گیرد .
به طوری که ون لی شات(٢٠٠٠ )در بررسی خود عنوان نموده ، کودکان و نوجوانانی که من انعطاف پذیری داشته ، به عنوان تیزهوش در نظرگرفته شده اند ، چرا که آنان نیمرخ شخصیتی خاصی را ارائه نموده اند این گروه از کودکان و نوجوانان تفاهم قابل ملاحظه و پایداری هیجانی نشان دادند .
( ساک ۲۰۰۴) بر اساس نظریه ریخت شناسی یونگ ، به بررسی ویژگی های شخصیتی نوجوانان تیزهوش پرداخته است اگرچه این گروه در بین خود نیز ویژگی های متفاوتی داشتند ، ولی به عنوان یک گروه، تفاوت هایی با جمعیت غیر تیزهوش یا عادی داشتند.
ارلیچ ( ۱۳۷۲ ) در فهرست ویژگی هایی که تیزهوشان در آنها برتری دارند ، به ثبات شخصیت اشاره و عنوان نموده است که این گروه نسبت به همسالان خود شخصیت مطلوب تری داشته، دارای شخصیتی مصمم و قوی هستند .
پرتر ( ۱۹۹۹) ویژگی های رفتاری و هیجانی این گروه را حساسیت هیجانی ، آگاهی از متفاوت بودن ، اعتمادبه نفس قوی ، کمال گرایی ، حساسیت بیش از حد به انتقاد ، ناکامی ، پذیرش مسؤولیت ، و عدم همرنگی می داند . ( رنزولی ، نقل از هالاهان وکافمن ، ۱۳۷۲) نیز عنوان کرده است .
که افراد سرآمد حداقل چهار مجموعه ویژگی اساسی داشته که با یکدیگر ارتباط متقابل دارند :
. استعدادهای عمومی
. التزام جدی به انجام کار
. سطح عالی خلاقیت
. سازمان مستحکم شخصیت
بر اساس چنین دیدگاهی است که آزمون های هوشی را نمی توان به تنهایی مشخص کننده سرآمدی افراد دانست ، بلکه باید ابزارهای دیگری را نیز در تشخیص افراد سرآمد به کار گرفت .
بنابراین بر خلاف گذشته ، در تشخیص سرآمد بودن نباید به انداز ه گیری هوش بهر افراد اکتفا کرد ، زیرا در آن صورت تفاوت های محیطی و فرهنگی و یادگیری سبک زندگی افراد و سازمان شخصیت آنان، که تأثیر انکا رناپذیری در بروز خصوصیات سرآمد بودن دارد ، نادیده گرفته خواهد شد .
همه پژوهش های ذکر شده تفاوت قابل ملاحظه ای در بین افراد تیزهوش و غیر تیزهوش گزارش نموده اند .تفاوت های دیگری نیز در برخی عوامل شخصیتی ، از جمله حساسیت هیجانی ، سلطه ، درونگردی و خود اثربخشی گزارش شده است.
به طوری که سابتنیک و آرنولد( ۱۹۹۳ ) اشاره نموده اند ، چرخه های بازدارنده ای در موفقیت افراد تیزهوش وجود دارد که می تواند به زمینه ، موقعیت ، وعوامل شخصیتی وابسته باشد .
عوامل رایجی که می تواند تبیین کننده موفقیت و شکست فرد تیزهوش بوده ، در نهایت انگیزشی را برای فرد فراهم کند که او را به طرف موفقیت سوق دهد ، تحمل شکست ، قضاوت درست فرد از توانایی های خود ، خواست فرد برای به کار گرفتن تلاش خود ، روحیه رقابتی و پشتکار هستند .
داشتن ویژگی هایی چون پشتکار ، دقت عمل ، روشنفکری ، تحلیلی بودن همراه با گرایش بیشتر به طرف پایداری هیجانی و نیرومندی من ، خود کفایی ، مهار اراده و امثال آن ، فرد را مستعد تلاش و کوشش برای رسیدن به اهداف و گام نهادن به سوی موفقیت می نماید ؛
به طوری که کرنکیز و همکاران( ۲۰۰۰ )در بررسی پژوهش های خودکوشیده اند آنچه را که می توان شخصیت تیزهوشی نامید، ارائه نمایند . آنها به پژوهشی ( بلک و بلک، ۱۹۸۰ )اشاره نموده اند که داشتن حد متوسطی از مهار خود ، مهار تکانه ها ، خواست ها و هیجانات ، میزان بالایی ازانعطاف پذیری من و ظرفیت پویای فرد در اصلاح خود برای اینکه بتواند بر اساس موقعیت در حد مطلوب رفتار نماید .
فرد را قادر می سازد که بتواند در حد مطلوبی با مشکلات موقعیتی متنوع کنار آمده، وسازگار شود و برهمین اساس ، این ویژگی به عنوان ویژگی شخصیت تیزهوشی در نظر گرفته شده است .
زندگی موفقیت آمیز فردی و اجتماعی کودکان و نوجوانان مستلزم کسب رفتارها و مهارت هایی در طی دوران رشد است ، که بدون دستیابی به آن ها بهزیستی اجتماعی و سلامت زندگی فردی و اجتماعی دچار اختلال خواهد شد . مهارت اجتماعی ، استعدادی است که باعث بروز رفتارهای اجتماعی می شود این مهارت می توانند در روابط آدمی با دیگران نتایج مثبت و موفقیت آمیزی بوجود آورد اگرچه کسب مهارت های اجتماعی یکی از عناصر اساسی اجتماعی شدن آدمی در کلیه فرهنگ ها است لیکن در دو سه دهه اخیر بیشتر مورد توجه محققان قرارگرفته است ( شعاری نژادو، ۱۳۸۰ ) .
دستیابی به بلوغ اجتماعی از طریق کسب منش هایی صورت می گیرد که شامل توانایی ایجاد ارتباط خوب و توانایی ابراز دوستی صمیمانه با دیگران است. شخصی که دارای بلوغ اجتماعی است می تواند با قوانین و ارزش های اجتماعی محیطی که در آن زندگی می کند خود را سازگار می نماید و از نظرات و خواسته های گروهی پیروی نموده و در جهت نیازهای گروهی و اجتماعی تلاش می نماید (کوثری ،۱۳۷۵) .
در سال های اخیر، پژوهشگران کشف کرده اند که در اغلب موارد مشکلات نوجوان را نمی توان صرفا به تغییرات بلوغی نسبت داد، بلکه این مشکلات ترکیبی از تغییرات بلوغی، انتظارات اجتماعی، واکنش های دیگران و ارزیابی نوجوان از خود است (بروکس ، گان ، ریتر ، ، ۱۹۹۰بیوکنن ، سلز و بکر ۱۹۹۲).
زیربنای مهارت های اجتماعی ، رفتاری است که تعاملات موثر در ارتباطات اجتماعی فرد را با دیگران ممکن می سازد ( گریم، کلبرگ، وایت ، ۱۹۶۷ ).
به روشنی مشخص نیست که چگونه تغییرات اجتماعی بر دیدگاه نوجوانان نسبت به آینده اثر می گذارد. آن چه مشخص است این است که رفتارها، تصمیمات و انتظارات نوجوانان تحت تاثیر تغییرات اجتماعی محیط اطرافشان قرار دارد (اسپرنیتال وکالینز ،۱۹۹۵).
گالبرایت (۱۹۸۵)شکوه ها و شکایات ۴۰۰ دانش آموز سرآمد را در شش ایالت مورد مطالعه قرار داد. تقریبا تعداد دختران و پسرانی که در مطالعه شرکت کردند ، مساوی بود .
طیف سنی دانش آموزان بین هفت تا هجده سال در نوسان بود .یافته های گالبرات نشان داد که دانش آموزان سرآمد نیاز بیشتری به کلنجار هوشی دارند تا احساس خوبی در مورد خود داشته باشند .
اغلب مطالعات نشان می دهد که افراد سرآمد در توجه به مسائل اخلاقی و رفتارهای اخلاقی نسبت به افراد معمولی حساس ترند (گالاگر ،۱۹۸۵).
در سنین اولیه ،کودکان سرآمد بیشتر از کودکان عادی متوجه مفاهیم انتزاعی از جمله خوب و بد، درست و غلط، عدالت و بی عدالتی می شوند (گالبرات،۱۹۸۵؛هالینگ ورث،۱۹۴۲؛مارتین سون ،۱۹۶۱؛ترمن ،۱۹۲۶) به نظر می رسد که افراد سرآمد بیشتر از افراد عادی نگران مسائل اجتماعی و شیوه های حل آنها هستند (گروبر،۱۹۸۵).
جنیس و همکاران(۱۹۵۹) نشان داده اند که رابطه میان خصایص شخصیتی و پذیرندگی در مردان بیشتر از زنان است . در مردان، پذیرندگی با حس حقارت همبستگی دارد ولی این همبستگی درمیان زنان صفراست . معنی این یافته ها این است که پذیرندگی در میان زنان (در فرهنگ آمریکائی ) خصیصه عام و مقبول اجتماع است و چون انتظار از زنان این است که نرمی و انعطاف پذیری بیشتری داشته باشند تاثیر عامل اجتماعی مهمتر از تاثیر خصایص شخصیت است ولی در مردان چنین نیست در نتیجه پذیرندگی با خصایص شخصیت همبستگی پیدا می کند. (لیوید کرچ ، ریچارد داس، کراچفلید، اجرتون ال، بلاکی .۱۹۶۲)
شما از نظر ظاهری به عنوان یک فرد بالغ شناخته میشوید ، اما تا زمانی که از نظر عاطفی و ذهنی به بلوغ نرسیده ، نمیتوانید نام یک شخص کامل را بر روی خود بگذارید.
فاز چهارم :
روشهای زیر به شما کمک میکند که راه رسیدن به کمال را آسانتر طی کنید:
۱) مسئولیتپذیری : اساس شخصیت و درستی ، مسئولیتپذیری است . بدون هیچ عذر و بهانهای یاد بگیرید که مسئولیت کارهایی را که انجام میدهید به عهده بگیرید . همانطور که تحسین و تمجید را قبول میکنید باید گله و شکایت را نیز بپذیرید. برای پیآمد تصمیمهای خود آماده باشید و سعی کنید تصمیمات درستی اتخاذ کنید، چرا که قبول مسئولیت کار دشواری است.
۲) احساسات خود را کنترل کنید : عدم توانایی در کنترل احساس میتواند هم در زندگی فردی و هم در زندگی اجتماعی لطمات جبرانناپذیری را به شما وارد آورد. نباید بهطور کلی احساستان را بکشید بلکه باید آنها را از طریق گفتار و رفتار موجه بروز دهید .
۳) بخشنده باشید : موفقیت شما به کمکهایی بستگی دارد که در میان راه از دیگران دریافت میکنید . بدون هیچ چشمداشتی به دیگران کمک کنید. اگر توان مالی شما اجازه میدهد میتوانید هزینهای را نیز به خیریهها و سایر مؤسسات اینچنینی اختصاص دهید . اگر دست شما از نظر مالی باز نیست ، میتوانید از وقت خود استفاده کرده و به آموزش بچههای بیسرپرست بپردازید .
۴) وقت فراغت خود را با خانواده و دوستان بگذرانید : صلهرحم را از یاد نبرید . اگر نمیتوانید همیشه به دیدنشان بروید ، حداقل ارتباط تلفنی را قطع نکنید . این امر برای دوستانتان نیز صدق میکند . اگر سرتان خیلی شلوغ است، سعی کنید حداقل آخر هفته را با آنها بگذرانید. میتوانید یک نوشیدنی با هم میل کنید .
۵ ) خود را بشناسید : ضعف های شخصیتی خود را از بین ببرید . هر کدام از ما عیب و ایراداتی در شخصیت خود داریم . در شناخت عادات ، ویژگی های اخلاقی خودتان گوش کنید . ضعف های خود را به تدریج از بین ببرید و نقاط قوت خود را تقویت کنید .
۶) متوجه رفتار خود باشید: رفتار و گفتار شما در قبال دیگران تعیینکننده برخورد آنها در قبال شما است. شما یک تابلوی تبلیغاتی متحرک هستید که توجه همه را به خود جلب میکنید، پس بهتر است اخلاق خوب خود را به نمایش بگذارید. اگر این کار را نکنید مردم از شما خوششان نمیآید، شما را استخدام نمیکنند و با شما قرار ملاقات نمیگذارند.
۷ ) کار خودتان را انجام دهید: کاری که تصور میکنید برایتان مناسب است انجام دهید نه کاری که دیگران فکر میکنند، انجام آن برایتان لازم است. به عبارت دیگر در پی رسیدن به خوشی و سعادت باشید. هیچگاه خودتان را با کسی مقایسه نکنید؛ بهویژه در مورد مسائل مالی، برای اینکه ممکن است احساس نارضایتی کنید.
۸) درستکار باشید: یک فرد درستکار همیشه برای اصول اخلاقی ارزش بیشتری نسبت به لذات و سودهای شخصی قائل است. کارمندان، همکاران و دیگران برای افراد درستکار ارزش بسیار زیادی قائل هستند. روی حرف خود بایستید و کاری را که فکر میکنید درست است، انجام دهید.
۹) با هدفتان روبهرو شوید: افراد موفق از رؤسای شرکتها گرفته تا ورزشکاران همه و همه دارای یک عادت ویژه هستند؛ هدفمندی و تلاش برای رسیدن به مقصود. بدون داشتن هدف و نقشه مناسب برای رسیدن به آن زندگی شما عادی شده و شادی و موفقیت ناچیزی را میتوانید بهدست آورید. برای خود اهداف روزانه، هفتگی و ماهیانه تعیین کنید، سپس راه مناسب برای هریک را طرحریزی کنید و تمام تلاش خود را برای رسیدن به آن بهکار بندید.
۱۰) عادات بد خود را ترک کنید: هریک از ما بهطور متفاوت دارای عادات بدی هستیم. دیر یا زود پیآمدهای منفی آن متوجه ما خواهد شد. با خودتان عهد ببندید که رفتار بد خود را کاهش داده و یا بهطور کلی از میان ببرید. مثلاً یکی از عادات بد تأخیر داشتن است. به دوستان و خانواده خود بگوئید که میخواهید چنین عادتی را برای همیشه از زندگی خود بیرون کنید.
۱۱) با روحیهای جوان و شاداب فعالیتهایتان را پی بگیرید: به خاطر داشته باشید که سن شما به آن اندازهای است که خودتان میخواهید. یک شیوه شاداب و جوانپسند را در زندگی پیش بگیرید تا بدن و ذهن شما همواره به تحرک واداشته شوند.
۱۲) از موقعیتهای خود استفاده کنید: فرصتهای بیشماری در زندگی هر فردی وجود دارد، اما سود بردن از آنها کار سادهای نبوده و دارای ریسک بالایی است. اما باید توجه داشته باشید که هیچ کار بزرگی بیخطر نیست؛ چه این موقعیت را داشته باشید که برای خودتان شغلی راه بیندازید، چه با کسی که به هیچ وجه در سطح شما نیست قرار ملاقات بگذارید، به خودتان مطمئن باشید و تا تنور داغ است نان را بچسبانید.
۱۳) تمرین بردباری کنید: صبر و پافشاری شما را به سمت کامیابی و موفقیت رهنمون میسازند، بیشتر انسانهای بزرگ بیشتر از اینکه موفق شده باشند، در زندگی خود با شکست مواجه میشدند. زمانی که بیحوصله میشوید باید یاد بگیرید که خونسردی خود را حفظ کرده و آرام باشید.
۱۴) علائق خود را متنوع سازید: یک سرگرمی جدید برای خودتان پیدا کنید تا افقهای جدید را بر روی خود باز کنید. با یادگیری ورزشها و مهارتهای جدید خود را به چالش وادار کنید. یکی از کارهایی که میتوانید در این خصوص انجام دهید، یادگیری یک زبان جدید است. زمانی که این کار با موفقیت انجام شد، به عنوان پاداش، سفر تفریحی به کشوری که زبان آن را یاد گرفتهاید را به خودتان هدیه دهید تا پیشرفت خود را محک بزنید.
منبع : هشترود نیوز